X
تبلیغات
رایتل

شاعرمسلک

یکشنبه 13 دی 1388 ساعت 16:41

...

... می‌دانم که شبی تاریک در پی است/ و من به چراغ نامت محتاجم

نظرات (10)
+ م.ب.
شاید این پنج شنبه بیاید، شاید...
یکشنبه 13 دی 1388 ساعت 17:24
امتیاز: 0 0
:) قشنگی به خدا.
قابل توجه اونهایی که هنوز پیام عکس رو نگرفته اند: این آقاهه رو دارید؟ ایشون تورشون رو پرت کرده اند تو دریا و منتظرند که ماهی ها بیاند توش. حالا هر نوع ماهی بود دیگه. چه میدونم قزل آلا،‌شیر ماهی،‌ ماهی سفید... فقط باید خوردنی باشه و احمق باشه که بیاد بیافته توی تور که [تور] زده بشه. اونوقت هم که معلومه که چه بلایی بر سر ماهی های تور زده شده میاد دیگه!
یکشنبه 13 دی 1388 ساعت 20:25
امتیاز: 0 0
گفتگویی بود با نون.الف کارشناس به تور نخوردگی در تهران!
دوشنبه 14 دی 1388 ساعت 12:30
امتیاز: 0 0
{با لحن فرناز قاضی زاده بخون} ممنونم صدرا. حالا جواد اینجاست که اخبار ورزشی رو برامون بگه. سلام جواد از دنیای ورزش چه خبر؟
دوشنبه 14 دی 1388 ساعت 21:23
امتیاز: 0 0
+ جواد
حالا چت شده نفیسه خبرنگار ورزشی بی بی سی بی عرضه ترین خبرنگاری هست که تا حالا تو عمرم دیدم. بعدم من اصلا علاقه ای به ورزش ندارم این نشون می ده که شما درست فکر نمی کنید و در حال اشتباه هستید!
گفتگوی مهدی پرپنچی رو شنیدیدبا مسیح علی نزاد در لندن
سه‌شنبه 15 دی 1388 ساعت 13:29
امتیاز: 0 0
+ م.ب.
آقایان حیدریان و چاوشی

هیچ میدونید خیلی عوضی و نامرد و امثالهم هستین؟

بابا یه زنگی٬ اسمسی٬ میثقالی٬ ایمیلی٬ چیزی بزنید بدونیم زنده اید اقلا!

الهی در بی عشقی کامل بمیرین!
سه‌شنبه 15 دی 1388 ساعت 14:44
امتیاز: 0 0
بابا این م.ب کیه؟؟ چرا اینقد پرته از دنیا! وسط جنگ میثقال طلب می کنه.
آیا شکاف در عرصه داخلی این حضرات که روز به روز گسترده تر می شود گسترده تر می شود؟
کسری ناجی، موزه ملی بریتانیا، لندن، بی بی سی :)
سه‌شنبه 15 دی 1388 ساعت 15:51
امتیاز: 0 0
+ م.ب.
صدراله وای بحالت
چهارشنبه 16 دی 1388 ساعت 13:55
امتیاز: 0 0
+ مهرآوه
سلام به همگی
اینجا می شه بقیه هم پیدا کرد
من حوصله ام سر رفته
نه به اون موقع ها هرروز بیرون و مراسم چای و تولد و کوه و دشت و دامن و به هر دلیلی مخصوصا بی دلیل دوره هم جمع می شدیم چرت و پرت می گفتیم ( وسطش حرفای جدی هم می زدیم) :)
نه به حالا یک هفته که فقط می رم پرواز می ایم خونه . اگه بگم خیابان و پارک رستوران و ... یادم رفته باور نمی کنین. این سرویس کارم هم فقط مسیر رسالت حکیم ستاری بلده. خونه های اونجا هم از حفظم . بابا این هم نالیدم که برا شاد کردن روح زری ( خاله) یک کاری کنین. داره افسرده می شه
شنبه 19 دی 1388 ساعت 19:13
امتیاز: 0 0
+ م.ب.
چه عجیب زدی تو خط هوم سیک بازی؟

حالا کسی واست دعوتنامه نفرستاده شروع کنی مقدمه چیدن!

شوخی کردم بابا پانشی سر رو کم کنی هم شده بری خارج! به حرف "دلت" گوش کن.... ایش!
چهارشنبه 23 دی 1388 ساعت 18:44
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :