X
تبلیغات
رایتل

شاعرمسلک

دوشنبه 18 شهریور 1387 ساعت 10:31

بغض

دلم کپک زده، آه
که سطری بنویسم از تنگی دل
همچون مهتاب‌زده‌ای از قبیله‌ی آرش
بر چکاد صخره‌ای
زه جان کشیده تا بن گوش
به رها کردن آخرین فریاد 

کاش دلتنگی نیز نام کوچکی می‌داشت
تا به جانش می‌خواندی
نام کوچکی
تا به مهر آوازش می‌دادی
همچون مرگ
که نام کوچک زندگی است 

احمد شاملو

نظرات (5)
وبلاگ جالبه
دوشنبه 18 شهریور 1387 ساعت 10:39
امتیاز: 0 0
+ مژگانبانو
آقا ما شرمنده ایم که نه قصد ویران کردن داریم و نه خدای ناکرده زبانمان لال ویران شدن که کلی ساختمان نیمه تمام آمال و آرزو داریم در این کوچه پس کوجه ها. امدیم عرض کنیم که نیمه کاره بود آن آقا اجازه ها و برداشتیمش. گفتیم بگوییم شرمنده خوانندگان شما در این دنیا و شرمنده ی شما در آن دنیا نباشیم. انشاا... که آباد باشید.
جمعه 22 شهریور 1387 ساعت 15:42
امتیاز: 0 0
+ مژگانبانو
نمی دانیم چرا هیچوقت از شاملو خوشمان نیامده. یحتمل ایشان هم از ما خوششان نمی آمده است. خدایش بیامرزاد. دست شما درست
جمعه 22 شهریور 1387 ساعت 15:42
امتیاز: 0 0
امروز شاملو می خوانی فردا یکباره سینما هم برو! اگر خیلی هوای شعر نو داری کمی از اشعار برادر قزوه مطالعه کن. امروز شاملو می خوانی فردا باید بیایند از کنار امثال مخملباف و کیارستمی و مقامی کیا جمعت کنند!!
شنبه 23 شهریور 1387 ساعت 02:10
امتیاز: 0 0
+ یکی که اول اسمش صادقه http://glassagency.persianblog.ir
سید کجایی
یکشنبه 24 شهریور 1387 ساعت 02:28
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :