X
تبلیغات
رایتل

شاعرمسلک

شنبه 8 بهمن 1384 ساعت 11:14

مونولوگ (۳)

می‌گفت: «در برخورد با من «تمرین کرشمه» می‌کرد و من خیال می‌کردم که کرشمه‌ها برای دلبری از منند؛ غافل از آنکه من برایش چیزی بیش از یک خوکچه هندی نیستم.»

نظرات (4)
+ مترجم باشی
خوش به حالت که چه احساس خوبی داشتی٬
وخوش به حالت که چه احساس بدی را نداری
شنبه 8 بهمن 1384 ساعت 11:35
امتیاز: 0 0
+ یکی که اول اسمش صادقه http://www.glassagency.persianblog.com
جالب بود
باز خوبه ما موشیم خوکچه نیستیم۱
شنبه 8 بهمن 1384 ساعت 16:08
امتیاز: 0 0
+ سوگل
من تمرین کرشمه نمی کردم.واقعی بود عزیز دلم!!
شنبه 8 بهمن 1384 ساعت 18:18
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من نمی‌دانم چطور باید به شما جماعت بی‌مزه بفهمانم که هر چیزی را نباید به شوخی گرفت!
+ نفیسه
فکر میکردم تو هوشیار تر از این حرفها باشی... ولی قشنگ بود!
سه‌شنبه 11 بهمن 1384 ساعت 21:57
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :